رمان عشق زشت اثر کالین هوور

توضیحات

رمان عشق زشت اثر کالین هوور

اندروید _ موبایل _ apk _ PDF _ نسخه کامل _ جاوا _ پی دی اف _ ویندوز _ لپ تاپ

رمان عشق زشت اثر کالین هوور

لطفا توجه کنید فقط قصد معرفی این رمان را داریم و لینک دانلود موجود نمی باشد

(به علت حق انتشار و عدم داشتن مجوز )

خلاصه ی داستان :

وقتی تیت کالینز برای اولین بار خلبان مایلز آرچر رو می بینه، خودش هم میدونه که عشق در یک نگاهی در کار نیست. اون دو تا حتی تا مرز دوست صدا کردن هم دیگه هم جلو نمیرن. تنها حس مشترک بین این دو ، کشش بی حد و اندازه نسبت به همدیگه س. جلوتر که میرن ، مشخص میشه یه نقطه ی اشتراک دیگه هم در کاره : مایلز نمیخواد عاشق بشه و تیت فرصتی برای عاشقی نداره ! مایلز شرطی داره برای ادامه دادن رابطه شون : از گذشته چیزی نپرس … انتظار آینده ای نداشته باش…..

قسمتی از متن کتاب رمان عشق زشت :

چشمام گشاد شد ، و به آرامی به سـمت مـرد سـالخورده ای کـه کنـار دسـتم ایسـتاده بـود برگشـتم . دکمـه
ییه نفر گردن شما رو با چاقو زده ، بانوی جوان!
سمت باالی آسانسور رو زد و روش رو به من کرد. خندید و به گردنم اشاره کرد:
-ماه گرفتگیت رو می گم!
دستم بی اراده سمت گردنم رفت و ماه گرفتگی کمرن ِگ درست پایین گوشم رو لمس کردم.
قائلـه روپدربزرگم همیشه می گفت جـا ی مـاه گرفتگـ ی نشـون مـ ی ده یـ ه نفـر تـو زنـدگ ی قبلـ یش چطـور
باخته . تو گردنت ماه گرفتگی داری ، حاضرم شرط می بندم مرگ سریعی داشتی!
لبخند می زنم ، نمیتونم بگم که ترسیدم یا خوشم اومـده . ایـ ن مـرد ، بـر خـالف شـروع مکالمـه ی نـه
چنـدان
جالبش ، نمی تونه اونقدرها خطرناک باشه. قامـت خمیـ ده و حالـت لـرزانش نشـون مـ ی ده یـ ک روز
هـم کمتـر
از هشتاد سال نـداره . چنـد قـدم آروم بـه سـمت صـندل یهای مخمـل قرمـز ی کـه چسـب یده بـه دیـ وار
کنـار ی
آسانسور قرار داده شدند برمیداره . ناله کنان توی صندلی فرو می ره و دوباره به من نگاه میکنه:
حین حالجـ ی کـردن سـوالش چشـمام باریـ ک میشـه . اون از طریقـ ی میدونـه کـدوم طبقـه دارم مـ یداری میری طبقه ی هیجدهم ؟
رم ، بـا
اینکه این اولین بار در عمرمه که پا تـو ی ایـ ن مجتمـع آپارتمـان ی گذاشـتم ، و قطعـا اولـ ین بـاره کـه
چشـم تـو
چشم این مرد شدم.
محتاطانه جواب میدم:
-بله قربان ! شما اینجا کار می کنین ؟
-آره ، در واقع!
سرش رو بـه سـمت آسانسـور برمیگردونـه و چشـما ی مـن روی شـماره هـا ی روشـن جلـو ی چشـمم
حرکـت
میکنه. ۱۱ طبقه مونده تا برسه. دعا میکنم زودتر برسه.
، ولی دوست دارم خودم رو کاپیتان پرواز بـدونم ، بـا توجـه بـه اینکـه مـردم رو ۲۰ طبقـه تـو ی فضـا
بـاال مـ یکار من زدن دکمه های آسانسوره . فکر نمیکنم هـ یچ عنـوان رسـم ی ای بـرا ی شـغل مـن
وجـود داشـته باشـه
برم!
به کلماتش لبخند می زنم ، آخه برادر و پدر من هر دو خلبانن…

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “رمان عشق زشت اثر کالین هوور”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده

  • فروشنده: admin
  • آدرس:
  • 2.67 2.67 امتیاز از 6 دیدگاه